نجف محمودی:
|
پيام 91 سال 1391 : سال تولید ملی ؛ حمايت از كار و سرمايهى ايرانى
درباره وبلاگ مطالب اخير آرشيو وبلاگ نويسندگان نجف محمودی: خصوصیسازی، دیرینهترین واژه اقتصادی است که در دوره اقتصاد نوین و توسعه ساختارهای مدنی هر جامعه بهشدت مورد توجه قرار گرفته و تحت حمایت منادیان تئوری سازمانی اقتصادی قرار گرفته است.
خصوصیسازی هدفمند و هوشمند برای رشد و توسعه اقتصادی هر کشوری، یک ضرورت اجتنابناپذیر است و باید سرلوحه اهداف و محور راهبردها و طرحهای برنامهریزی اقتصادی و توسعه قرار گیرد.
خصوصیسازی شامل واگذاری فعالیتهای تولیدی و تصدیگرایانه دولت به بخشهای غیردولتی با هدف افزایش کیفیت و کاهش هزینهها و قیمت تمامشده میباشد که میبایست به نوعی اصول رقابت و شفافیت را رعایت نمایند و راهکارهای اساسی و زیربنایی آن در جامعه نهادینه شده و رشد و تعالی اقتصاد کشور را در بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی مهیا سازد.
بررسی بهعملآمده نشان میدهد همه اقتصادها و کشورها تلاش میکنند تا هزینههای تولید کالا را به حداقل رسانیده و کاهش دهند تا از یک طرف قدرت خرید بیشتر شهروندان را جلب نمایند و از طرف دیگر از منابع ثابت اقتصادی- تولیدی کالاهای بیشتری را به بازار عرضه نمایند که این خود در راستای رسیدن به اهداف برنامه چهارم توسعه و چشمانداز بیستساله کشور کمک شایانی خواهد نمود.
هدف از واگذاری گسترده و قابل توجه بخشهای دولتی به خصوصی، خارج از افزایش کارایی شرکتهای دولتی، برداشتن گامهای بلند در اقتصاد ملی و عدالتمحوری است.
روشن است که با این نگاه اقتصادی، واگذاریها جهت جابهجایی توان و فرصت و قدرت دولت صورت میگیرد. اتفاقاً این نوع هدفگذاری در نمونههای موفق خصوصیسازی در دنیای اقتصادهای پیشرفته و توسعهیافته قابل رؤیت است و شاید کشور ما در این راستا ضعیف عمل نموده و از قافله کشورهای پیشرفته و موفق در جهان امروزعقب مانده، دچار سیر نزولی شده است.
برای رسیدن به قلههای پیشرفت و توسعه اقتصادی همگام با کشورهای توسعهیافته جهت گسترش جهانیسازی و آزادسازی تجارت و سرمایهگذاریهای ملی، دولتها در سراسر جهان، مسیر خصوصیسازی بنگاههای تحت سیطره دولت را پیش گرفته تا بهتر بتوانند در برابر فشارهای ناشی از رقابت پایداری کنند و نیز منابع بیشتری برای اجرای برنامههای اجتماعی و اقتصادی خود در اختیار داشته باشند.
در سایه خصوصیسازی، امکان همگانیشدن اقتصاد با مشارکت مردم در فعالیتهای اقتصادی به گستردهترین شکل ممکن فراهم آمده است. اگر موانع و دشواریهای موجود بر سر راه تسریع روند خصوصیسازی برداشته شود و دستگاههای مربوطه با شناسایی و مرتفعساختن آن موانع بتوانند بستر و پیشزمینههای خصوصیسازی را در کشور هموار سازند و بخش خصوصی نیز در راستای رسیدن به اهداف توسعهطلبانه قدمهای موثر بردارد، در آینده نه چندان دور شاهد شکوفایی اقتصاد و پویایی و کارآمدی کشور در بین کشورهای مختلف اقتصادی خواهیم بود و این نشان از قدرت و عظمت اسلام در راه نیل به اهداف بلندمدت داخلی و بینالمللی خواهد بود. پس بهبود و گسترش توانمندی و رقابتپذیری بخش خصوصی میتواند هم وضعیت اقتصادی داخلی و حضور موثر آن را تقویت کند و هم شرایط را برای ورود مقتدرانه و قوی در بازارهای جهانی و بینالمللی فراهم سازد.
مشارکت فعال مردم در عرصههای اقتصادی و تولیدی میتواند با مرتفعساختن بنبستهای اقتصادی کشور، زمینه رشد و توسعه پایدار امور اقتصادی و شکوفایی همهجانبه کشور را در بخشهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مهیا سازد.
با درنظرگرفتن تمام جوانب و مشکلات و موانع خصوصیسازی در کشور و با تقویت و توسعه بخش خصوصی که تنها گزینه پیشروی اقتصادی ملی است، میتوان توسعه و پیشرفت اقتصاد کشور را انتظار داشت.
در فرهنگ اقتصادی کشور ما خصوصیسازی، سیاست اقتصادی جهت تعادل بخشیدن میان دولت و دیگر بخشهای اقتصادی با هدف ایجاد شرایط رقابت کامل و دستیابی بیشتر کارایی اقتصادی و اجتماعی تعریف گردیده و فضای رقابت و ایجاد نظام حاکم بر بازار بنگاهها و واحدهای خصوصی را در جامعه فراهم آورده است که نقش اساسی و زیربنایی در اقتصاد کشور ایفا خواهد نمود.
لذا خصوصیسازی باید با هدف افزایش بازدهی و عدالت اجتماعی و اقتصادی در کشور به صورت قاطع و سریع عملی و منابع حاصل از آن جهت بسترسازی برای رشد و توسعه اقتصاد کشور هزینه گردد.
به امید آنکه الگوی خصوصیسازی در ایران کپی و برداشتی از خصوصیسازی کشورهای غربی و همتاهای شرقی نباشد و با یک دیدگاه آیندهنگرانه و هوشمندانه در راستای سیاستهای دولت عدالتمحور و عدالتخواه صورت پذیرد.
مقدمه: پيشرفت اقتصادي با رويكرد اسلامي – ايراني يكي از خواسته هاي به حق مردم ايران در طول تاريخ بوده است. هر چند در جهان معاصر، پيشرفت در گفتمانهاي سوسياليستي و ليبرال، پارادايم حاكم در بسياري از كشورها بوده است، اما بي گمان ايرانيان مسلمان آنها را با رويكرد اسلامي – ايراني جستجو مي كردند و اگر نخواهيم اين تقاضاي تاريخي ايرانيان را به گذشته هاي دور نسبت دهيم، لااقل اين نياز از عصر مشروطه تا كنون، آشكارا و به شيوه هاي مختلف مطرح شده است. تجربه تاريخي نشان داده است ،كه براي وصول به پيشرفت اقتصادي تقلييد محض از الگوهاي غربي ويا كشورهاي توسعه يافته،جوابگوي نيازهاي همه جانبه جامعه اسلامي نمي باشد.بنابراين لازم است كه مدلي جديد متناسب باجامعه اسلامي وشرايط تاريخي واجتماعي وفرهنگي آن طراحي گردد،كه چگونگي تحقق آن دراين نوشتار با تاكيد بر جهاد اقتصادي مورد ارزيابي قرار گرفته است. هنگامي كه اين مطالبات، در نظامهاي سلطنتي قاجار و پهلوي تحقق نيافت، روحانيون مسلمان به رهبري امام خميني( قدِّس سرُّه)- با توجه به اين نكته كه مهمترين موانع اين تقاضا، استبداد و استعمارند- به نبردي بي امان با رژيم استبدادي پهلوي و استعمار غربي به رهبري آمريكا دست زدند. با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل نظام اسلامي با رويكرد اسلامي- ايراني و از ميان برداشته شدن اين موانع تاريخي در ايران – يعني استبداد و استعمار – نوبت آن رسيده بود تا ايرانيان مسلمان در پرتو نظام نوپاي اسلامي بر دو معضل ديگر ، يعني عقب ماندگي و بي عدالتي غلبه كنند. بر اين اساس امام خميني(ره) و مسؤولين نظام جمهوري اسلامي ايران ، تلاشي بي امان را آغاز كردند تا محرومان و مستضعفان ، فقراي دردمند ، تازيانه خوردگان تاريخ ، كوخ نشينان و در يك كلام ، طبقات پايين اجتماع ، طعم شيرين عدالت رابا توسعه وپيشرفت اقتصادي بچشند ، شكاف طبقاتي حاصل از نظام استكبار و استثمار پر شود و همۀ اقشار جامعه در شعاع عدالت گستري و پيشرفت دولت اسلامي قرار گيرند. از طرف ديگر كوششي انقلابي براي غلبه بر عقب ماندگيها و رشدنايافتگي تاريخي صورت گرفت. اما اين همه تلاش با بروز بحرانهاي ناشي از سقوط رژيم استبداد ، تلاشهاي مخالفان نظام و براندازان جمهوري اسلامي و توطئه هاي شيطان بزرگ (آمريكا) و يارانش ، آن گونه كه مي بايست تحقق نيافت. در اين ميان ، بايد كم تجربگيها ، كژانديشي ها و سوء مديريت برخي از نيروهاي درون انقلاب را نيز مانعي در راه تحقق پيشرفت با رويكرد اسلامي- ايراني دانست. بر اين اساس ،رهبر فرزانه انقلاب اسلامي با توجه به پيام عدالت خواهي انقلاب اسلامي و ضرورت پيشرفت نظام جمهوري اسلامي ، « عدالت و پيشرفت توأمان » را راهبرد دهۀ آينده انقلاب و جمهوري اسلامي اعلام نمودند. شكي نيست كه حركت در اين راه سترگ ، نيازمند اقدام در دو قلمرو نظري و عملي است. در بخش عملي ، نيازمند ارائه راه كارهاي قانوني و اجرايي هستيم كه پيش نياز اين اقدام ، ارائۀ الگويي از ابعاد و شاخصهاي پيشرفت بومي با مبناي اسلامي – ايراني هستيم . چرا كه پيشرفت با شعار و سطحي نگري بدون داشتن الگو و نسخه عملي به دست نخواهد آمد . علاوه بر آن ، نيازمند عزم و تعصب ملي است. بنابراين ، در بخش نظري لازم است مباحث مربوط به فلسفۀ پيشرفت ، به گفتمان حاكم در جامعۀ اسلامي ايران تبديل شود تا اين نياز از سطح خواست تاريخي و فلسفي به فرهنگ عمومي تبديل شود و همگان خواستار آن شوند. ادامه مطلب عضو هیات رئیسه مجلس با اشاره به نامگذاری سال 91به سال 'تولید ملی و حمایت از كار و سرمایه ایرانی'، این تدبیر رهبر معظم انقلاب را نیز در راستای تلاش جمعی برای رشد استقلال ملی و حفظ پایه های جمهوریت و اسلامیت نظام ارزیابی كرد.
محمد آشوری روز دوشنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: قطعا عملیاتی كردن این شعار محوری نیاز به عزم جدی تر مدیران و مسوولان در هر مقام و جایگاهی دارد.
نماینده و منتخب مردم شهرستانهای بندرعباس ، حاجی آباد ، قشم و ابوموسی در مجلس نهم ابراز داشت : نامگذاری سالجاری به سال تولید ملی ، و حمایت كار و سرمایه ایرانی در امتداد نامگذاری های سالهای قبل جهش و تحرك خاصی به بخشهای مختلف زیرساختی كشور و منطقه می بخشد.
آشوری با سنگین تر خواندن رسالت مسوولین در این سال، اظهار داشت :توجه به معیشت مردم، مراقبت در جهت حفظ ارزش های انقلاب و حمایت از اشتغال و حرمت گذاری به توان سرمایه گذاران داخلی برای مقابله با توطئه ها و تهدیدات دشمنان از جمله مطالبات ملت از مدیران می باشد.
وی همچنین اظهار داشت: آنچه كه منجر به وقوع انقلاب اسلامی و شكل گیری نظام جمهوری اسلامی به همت امام (ره) و شهدا و تداوم آن شد، میراث ارزشمندی است كه نباید آن را با رفتارهای سیاسی آمیخته كرد .
این نماینده مجلس ادامه داد: برای نیل به دستاوردهای مهم در سالجاری بسان سالهای قبل باید رفتار هر مسوولی بر پایه عقل و منطق و اعتقاد، استحكام بخش مبانی نظام جمهوری اسلامی باشد.
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 80058783
محمدرضا فرزین معاون اقتصادی وزیر اقتصاد و دبیر ستاد هدفمندی یارانهها در تحلیلی که در اختیار فارس قرار داد به فراز و نشیبهای اقتصاد در سال ۹۰ پرداخت و در فرازی دیگر الزامات سال تولید ملی با حمایت از کار و سرمایه ایرانی را تشریح کرد. ![]() به اعتقاد فرزین تجربه ارزی در سالی که گذشت نشان داد نوسانات نرخ ارز تاثیرگذار ترین عامل بر قیمتها در اقتصاد کشور است و بر این اساس باید برای مدیریت ارز و همچنین نقدینگی تدبیر کرد و در این رابطه از تجربیات دهه ۷۰ مدد گرفت. تحلیل فرزین را بخوانیم سال ۱۳۹۰ در حالی آغاز شد که اقتصاد ایران در اوج تشدید سیاست های تحریم در سال قبل و با وجود اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها این سال را با نرخ تورم ۴/۱۲ درصد و رشد ۸/۵ درصدی (بدون نفت ۱/۶ درصد) پشت سرگذاشت. پیش بینی های اولیه برای این سال مبتنی بر تشدید سیاست های تحریم و تأثیرات تورمی و رکودی ناشی از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها بالاخص در ماه های اولیه سال بود. مقام معظم رهبری با دوراندیشی این سال را سال جهاد اقتصادی اعلام کردند و به گونه ای مقابله با جنگ اقتصادی غربی ها را که در حال تشدید بود در سرلوحه سیاست ها و فعالیت های کلیه سیاستگذاران نظام بالاخص سیاستگذاران و فعالان اقتصادی قرار دادند. سال ۱۳۹۰ با فشار تورمی ناشی از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها آغاز شد،اما با اتخاذ سیاست های مناسب پولی و مالی آثار تورمی و رکودی آن کاهش یافت به طوری که در اواسط تیرماه بالاترین نرخ تورم نقطه به نقطه محقق شد و پس از آن شاخص تورم نوسانات عادی خود را داشت، اگرچه همچنان مشکل تورم دو رقمی در اقتصاد ایران وجود داشت. *نوسان ۷ برابری دلار در ده ماهه سال ۹۰ در حوزه سیاست های ارزی به دنبال تحولات صورت گرفته از اواسط سال ۱۳۸۹، نرخ برابری ارزهای خارجی در برابر ریال در سال ۱۳۹۰ نوسانات نسبتاً شدیدی را تجربه کرد. ادامه مطلب |